انواع حجاب از دیدگاه اسلام

انواع حجاب از دیدگاه اسلام عبارتنداز: حجاب ترس ، حجاب تقلیدی ، حجاب ایمان

انواع حجاب از دیدگاه اسلام

  1. حجاب ترس (ترس از دیگران) : حجاب ترس که به خاطر ترس از اهل یا همسایگان یا محیط به وجود آمده باشد با از بین رفتن ترس،زایل می شود.
  2. حجاب تقلیدی (از مادر و مادربزرگ) : حجاب تقلید بافقدان مقلد ( الگوی مورد تقلید واقع شده ) یعنی از مادر و مادربزرگ و دیگران زایل می گردد، اما حجاب ایمان همیشه باقی است و هرگز زایل نمی گردد.
  3. حجاب ایمان : در ادیان الهی به خاطر مصالح و آثار مثبت حجاب در فرد و اجتماع، قانون حجاب را تشریح نموده اند و پیروان راستین ادیان الهی نیز نه به خاطر تقلید از نیکان و نه به سبب ترس از بستگان و نه به خاطره رعایت اخلاق و عادات اجتماعی، پوشش مقدس حجاب را برگزیده‌اند،بلکه به خاطر ایمان و اعتقاد به آن روی آورده اند، به همین جهت آنان هرگز حجاب ایمان را کنار نخواهند گذاشت.

انواع حجاب از دیدگاه اسلام (حجاب در دیگر آئین ها)

۱-حجاب در آئین کنفوسیوس

آیین کنفوسیوس، آیینی است :

  • که در چین و ژاپن و…طرفدارانی دارد
  • و خود کنفوسیوس مخدعی نبوت و رسالت الهی نبوده و پیروان او هم چنین ادعایی ندارند.
  • او را بشری عادی ولی خبره و صاحب نظر معرفی می کنند.
  • بعد معاد و قیامت کیفر و حسابرسی، وحی و قانون خدایی درآن وجود ندارد.

در آیین کنفوسیوس، زن :

  • انعکاسی از مرد و برای خدمت و جذب عطوفت شوهر آفریده شده است.
  • گام‌های او افساد آفرین وجودی مرکز فتنه است.
  • دارای ارزش و شخصیت قابل اعتنایی نیست،
  • اختیار مطلقا با مرد است
  • و خود اراده ای و اندیشه ای را نباید بروز دهد.
  • او جزو مایملک مرد است.
  • همانند کالایی در اختیار او ، در انتخاب همسر و در ازدواج صاحب رأی و نظر نیست.
  • تکلیف او را دیگران معین می کنند .
  • همه گاه باید در اطراف همسر باشد ،
  • برای اینکه دختران زودتر شوهر کنند و یا به جای دور نروند ، پاهای آنان را به گمان خود زیبا و در حقیقت معیوب می کردند.
  • او باید نسبت به مرد خضوع کند از او اطاعت و حرف شنوی کامل داشته باشد ،
  • برای جلب عطوفت شوهر باید دیرها پناه برده ، دعا کند و از ارواح نیاکان که خدایان او هستند ، استمداد بطلبد.
  • خلاصه معتقدند زن برای لذت مرد آفریده شده و بهترین زن کسی است که نسبت به مرد خاضع تر باشد.

پرحرفی زن ، بیمار شدن او ،عقیم بودن او و بی میلی شوهر نسبت به او ، این حق را برای شوهر ایجاد می کرد تا او را در معرض فروش بگذارند و مسلما زن در آیین کنفوسیوس که از چنین جایگاهی برخوردار است و موجودی به اراده و بی خرد و فاقد ارزش و شخصیت قابل اعتنایی نیست، باید پرده نشینی را اختیار کند ، به دیرها پناه برد تا بتوانند از این طریق عطوف خانواده «شوهر» را جلب نماید و دارای منزلت انسانی گردد.

۲-حجاب در آیین برهمایی

آیینی است در هند و طرفداران بسیار دارد مردم آن از نظر فکری افرادی کم توقع نسبت به مقام و جاه خویشند.

در این آیین ،زن :

  • شخصیتی مستقل ندارد، دارای وجودی تبعی و جزو مایملک پدر یا شوهر است.
  • پدران و شوهران حق هرگونه دخالت و تصرف در فکر و اراده زن داشته است
  • حق نداشت از خانه خویش بی اجازه پدران و شوهران بیرون رود و نسبت به بیگانه آشنایی داشته باشد
  • حتی شوهر به علت بی عفافی همسر می توانست او را طلاق دهد.

ویل دورانت می‌نویسد:

طبق قانون نامه “مانو” شوهر می توانست همسرش را به علت بی عفافی طلاق بدهد. مسئله سوزاندن زن به همراه جنازه شوهر و ریختن خاکستر او در رودخانه گنگ یابرهماپوترا در این آیین از روزگاران قدیم وجود داشته و تا نیم قرن قبل هم ادامه داشته است.

علت این کار بدان خاطر بود که برای زن پس از مرگ شوهر وظیفه و رسالتی قائل نبودند، عضوی زائد و بی حساب بود و برای زنده ماندن او توجهی نداشتند. مگر اینکه به نزد اقوام خود برود، و گرنه در خانه شوهر برای او جایگاهی نبود و زمانی که به نزد اقوام خود باز می‌گشت، باز هم حق نداشت هرگز باشکمی سیر زندگی کند ناگزیر باید به قناعت و کم خونی بپردازد و عبادت را پیشه خود سازد تا روزی که مرگش فرا رسد. حق ازدواج مجدد از او سلب می شد حتی اگر مدت زندگی او با شوهر از سالی نمی گذشت و او جوان بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *