کیفیت پوشش زنان ایران

کیفیت پوشش زنان ایران در ادوار گذشته مختلف و متفاوت بوده است که در این مقاله قصد داریم به توضیح آنان بپردازیم.

نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند، آریایی ها بودند که به دو گروه عمده تقسیم می شدند ؛

  • گروه نخست «مادها» بودند که در مغرب و شمال غربی ایران،در اطراف زاگرس استقرار یافتند؛
  • گروه دیگر «پارس ها» بودند که در جنوب ایران و در ناحیه فارس ساکن شدند.

کیفیت پوشش زنان ایران

با اتحاد مادها دولت ماد تشکیل شد،اما پس از مدتی پارس ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله هخامنشیان را بنیانگذاری کنند. در کتاب حقوق زنان در اسلام و اروپا ، وضعیت حجاب زنان اشراف و زنان عادی به صورت مختصر توضیح داده شده است: «در کیش آریایی زنان محترم ،محجوب بوده اند ؛زنان محترم ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز که آنان را از زنان عادی و طبقه چهارم امتیاز دهد ،صورت خود را می پوشاندند و گیسوان خود را پنهان نگه می‌داشتند .زنان عادی ظاهراً گیسوان خود را بلند نگاه نداشته و شاید علت این بوده که چون اغلب زنان طبقه نازله بایستی کار می‌کردند و درازی گیسوان مانع چابکی آنها می شده است .بلند نگاهداشتن گیسو مخصوص زنان بزرگان بوده است؛ همچون محجوب بودن (پوشش صورت) به زنان اشراف اختصاص داشته است.»

کیفیت پوشش زنان ایران

۱-دوره مادها

پیراهن مادها پوشش بلندی است که تا زانو می‌رسد.

این پیراهن دارای آستین بلندی است که با ملایمت از سرشانه ،به سوی مچ دست تنگ شده ،چسبان و اندکی چین دار می‌شود. شلوار مادی ،یک راسته بوده و تا مچ پا و روی کفش می‌رسیده است ،این شلوار که از بالا به پایین به تدریج به تنگی گراییده است برمچ آن نواری هست که بر روی جلوی دهانه کفش ،گره دار شده و دم پای شلوار را جمع و تنگ می‌کند ،مردم ماد طبق نقوش سنگی تخت جمشید شنلی دارند که مستطیل است و قد آن از جبه بلندتر است و تا نزدیک مچ پا می رسد؛ بر دو گوشه بالای شنل دو بند تعبیه شده که در جلوی سینه به هم گره زده می‌شده است.

این شنل در اغلب نقوش تخت جمشید بر دوش قوم مات به چشم می‌خورد.

طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد ، کیفیت پوشش زنان ایران بدین صورت بود که پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل و با کمی تفاوت با پوشاک مردان یکسان بود، مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد از هم تمییز داده می‌شوند.

۲-دوره پارس ها (هخامنشیان)

پارس ها به وسیله کوروش ، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تاسیس کردند.

آنها از نظر لباس همانند مادها بودند.

کوروش به قول گزنفون ،لباسهای مادی را به خصوص از این جهت که عیب پوشش بوده اقتباس کرده است.

پس کوروش لباس کوتاه تن ما را نمی پسندیده و لباس قومی او نیز همانند لباس پارسی چین دار بوده و آن را آنقدر بلند می گرفته اند که برای پوشش پاها تا حد زیادی مزاحم راه رفتن نبوده ،مناسب باشد.

اکثر تاریخ نویسان درباره کیفیت پوشش زنان ایران در آن زمان به سکوت گذرانده اند؛

و نوشته هایی که حق مطلب را ادا کند ،به جای نگذاشته اند.

این سکوت تاریخ نویسان آن دوره یا به علت تماس نداشتن با آنان بوده است (بر اثر نزاکت اخلاقی ایرانیان) و یا به علت همانندی لباس زنان با مردان پارسی بوده که تذکر این شباهت عادی و معمولی را ایجاب نکرده است.

با این وصف از روی برخی نقوش مانده از آن زمان ،به زنان بومی برمی‌خوریم که پوششی جالب دارند ،

پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای چین و آستین کوتاه است

وبه زنان دیگر از آن دوره نیز برمی خوریم که اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده اند؛

و در زیر آن یک پیراهن ، دامن بلند نمایان است.

زنان در این دوره نظیر مردان ، لباس های بلند می پوشیدند؛

ولی تفاوت لباس زنان و مردان ودر این بوده است که به جای شنل از چادری استفاده می کردند که سر آنان را نیز می پوشیده است.

زنان از تجملات و تزئینات خاص آن دوره بودند و همان لباس مردان را با اندکی تفاوت می‌پوشیدند

و از اختلاط با نامحرمان و حضور در مجامع عمومی به شدت پرهیز می‌کردند.

این دو مطلب جایگاه والای عفت و حجاب را در زنان ایران زمین از دیرباز نشان می‌دهد ،

جالب آن است که در تمامی عکس هایی که از آن نقوش بر جای مانده است ،

زنان با چیزی شبیه تاج یا چادر سر خود را پوشانده اند.

۳- دوره اشکانیان

لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد ،پرچین ،آستین دار و یقه دار بوده است.

پیراهن دیگری نیز داشتند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی ،نسبت به اولی ،کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است

و روی این دو پیراهن ،چادری سر می کردند.

۴- دوره اسلامی

در این دوره نیز زنان تحت تعالیم دین مبین اسلام، همچنان از عفاف و حجاب گذشته خویش پاسداری نمودند، اگر چه در دوره اسلامی حجاب زنان ایرانی به تدریج تغییراتی اندک پیدا نمود ولی همچنان چارقد و چادر بلند (چادر مشکی) و دوری از اختلاط با مردان بیگانه ادامه یافت.

در قرن دهم هجری، کیفیت پوشش زنان ایران ،ظاهر دیگری به خود می‌گیرد :

  • تنبان که در قرون پیش وجود خارجی نداشت، معمول می گردد …
  • چادری سفید و بزرگ (به عنوان روپوش) سر تا پای هیکل بانوان را می‌پوشاند…
  • جوراب به پوشاک اضافه می‌شود
  • و سرپوش هایی که به صور مختلف وسیله تزیین و سرپوش بانوان بود ،تبدیل به عمامه و دستار می گردند.

۵- حجاب زنان ایرانی در عصر مغول

وکلاویخو در سفرنامه خود در مورد زنان در عهد مغول می‌نویسد:

در بعضی از کاروان سراها که در آنها وسایل و لوازم آرایشی و عطریات زنان فروخته می‌شود زنان به دکان ها و حجره های آنان می آیند تا از آنها بخرند زیرا این زنان عطر و روغن زیاد به کار می‌برند .

جامه زنان در خیابان عبارت است از:

پارچه سفیدی که سراپای را می‌پوشاند و نقابی از موی اسب به چهره می افکند تا هیچکس آنها را نشناسد.

لباس زنان در این دوره عبارت بود از :

  • نیم تنه بلندی که در طرف چپ با یک دکمه و در طرف راست با سه دکمه بسته می‌شد و در روی سینه آستر داشته است.
  • همه زنان شلوار می پوشید ه اند .
  • طرز پوشاک زنان شوهردار از دختران متمایز بوده است که تمایز در داشتن یا نداشتن کلاه بود.
  • زنان نمی‌توانستند بدون بر سر گذاشتن کلاه در ملاء عام ظاهر شوند.
  • زنان شوهردار در روی پیراهن خود چیزی شبیه «کیمونی چینی» که بسیار گشاد بود و جلوی آن تا پایین باز و آستین‌ها نیز بسیار گشاد بود و تا نوک پاها می رسید می پوشیدند.

۶- پوشش زنان ایران در عهد صفویه

در عهد صفویه در اثر رواج تعصب و دخالت روحانیون ، زنان ایران بسیار محدود و محجوب بودند.

استاد فلسفی می نویسد:

در زمان شاه طهماسب اول ،که مردی متدین و در امر به معروف و نهی از منکر ،سخت متعصب بود ، زنان ایرانی بسیار محدود و محجوب بودند، از خانه مگر به حکم ضرورت بیرون نمی آمدند و در کوی و برزن پیاده نمی گشتند ، حتی در سواری نیز به فرمان شاه آزاد نبودند.

شاه طهماسب فرمان داده بود که :

«در هیچ قسمت ،زن بر اسب ننشیند و اگر ضرورت اقتضا کند تا ممکن باشد بر زین سوار نشود و لجام به دست نگیرد و هرچند عجوزه باشد در کنار معرکه قلندران و بازیگران مقام نکند و …»

بنا بر بعضی از اقوال :

در عهد صفویه روبند بر روی انداختن و چادر به سر کردن، که از دوران پادشاهی شاه طهماسب رواج گرفته بود ، در عهد دیگر سلاطین صفویه نیز ادامه یافت. شاه عباس برخلاف جدش تا حدی به زنان آزادی داد، به طوری که در زمان او جز زنان بزرگان و رجال کشور که بسیار کم از خانه بیرون می آمدند ، زنان سایر طبقات در کوچه و بازار دیده می‌شوند و حتی برای آنکه زنان هم از تماشای چراغان و آتش‌بازی و جشن های شبانه محروم نمانند، ایشان را در این گونه تفریحات وارد می‌کردند و یک یا چند شب از چراغان و آتش بازی ها را مخصوص زنان می‌ساخت.

از سال ۸۱۰ هجری قمری نیز دستور داد که روزهای چهارشنبه هر هفته گردش چهارباغ و پل سی و سه چشمه اصفهان منحصر به زنان شهر باشد تا بتواند با روی گشاده و بی نقاب در آنجا تماشا و تفریح کنند.

بخوانید: پوشش زنان در طول تاریخ

 ۷- وضعیت حجاب در زمان رضاخان

رضاخان و دستگاه حاکمه او برای اجرای ماموریت مسخ فرهنگی ملت مسلمان ایران ، اقدامات خشونت باری را انجام دادند که این اقدامات به شرح زیر است :

۱- ممنوعیت استفاده از کلاه پهلوی و اجبار در استفاده از کلاه تمام لبه یا شاپو و صدور فرمان «متحدالشکل نمودن البسه» در ۸ بهمن ۱۳۷۰ صادر شد و دستور جلب اشخاص بدون کلاه یا با کلاه پهلوی.

۲- محصلین دختر مدارس از داشتن حجاب ممنوع شدند.

۳- کلیه کارگزاران حکومتی موظف شدن همراه با همسران بدون حجاب خود در مراسم حاضر شوند.

۴- افسران ارتش از راه رفتن با زنان با حجاب ممنوع شدند.

۵- استانداران و فرمانداران و بخشداران موظف به انعقاد مراسم متعدد و دعوت از روحانیون و افراد صاحب نفوذ به آن مراسم همراه با زنان بدون حجاب شدند.

۶- معلمان مجبور به حضور در کلاس های بدون حجاب بودند.

۷- به نیروهای شهربانی دستور داده شد که با توسل به قوه قهریه حجاب را از سر زنان بردارند و حتی روسری نیز ممنوع شد .

۸- کلیه وسایل مسافرتی از قبل قطار و وسایل درون شهری مثل ماشین ها و درشکه ها الزاماً از سوار کردن زنان با حجاب خودداری می نمودند.

۹- ماموران موظف به جلوگیری از حضور زنان با حجاب در اماکن زیارتی و مساجد بودند.

۱۰- از حضور زنان با حجاب در پارک ها سینماها تئاترها هتل ها و سایر مراکز عمومی جلوگیری می شد.

بخوانید: پوشش چادر در ادیان مختلف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *