حجاب پیام عاشورا

  • دسته : حجاب
  • ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۹:۰۶

ماهیت قیام خـونین کربلاء که امر به معروف و نهی از هر منکر بـوده است بنیـان فسـاد را لرزانـد. آري حجاب پیام عاشورا است و سالار شـهیدان براي حفظ قیـام ارزش هاي متعالی دین بپا خواست و به شـهادت رسـید. ولی رسالت عاشورا همچنان در قافله اسیران کربلا پیگیري شد، با قافله اسیران غم همراه می شویم تا ازلابلاي کلمات آن عزیزان پیام عاشورا را با گوش جان بشنویم.

حجاب پیام عاشورا

شعار عاشورا شعار آزادگی و رهایی از بندهای محسوس و نامحسوس ای است که بر فکر و جان انسان ها زده شده است.

محتوای قیام عاشورا آموزش بندگی است؛ همان درسی که عده‌ای آن را ناممکن تلقی می نمودند!

کاربرد این قیام، تقسیم وظایف مبارزه میان زن و مرد با مسئولیت های مختلف، اما با هدفی واحد است.

عاشورا بر دوش خود پیام حجاب را حمل می‌کند؛ زیرا حجاب، لباس رزم زن است.

اگر مجاهدان زره می پوشند. و شمشیر در دست می گیرند، زنان را سلاحی دیگر است.

اگر مردان در عاشورا بر افزایش قدرت دست خود برای دفاع از امام حسین(ع) استغاثه می‌کردند،

زینب (علیها ‌سلام) به همراه زنان بر صبر و پایداری خود در راه هدف دعا می فرمود و حجاب را سخت بر خود می پیچید؛ چرا که رسالت عظیم آغاز شده بود.

دشمن که حجاب آنان را قوی ترین سلاح برای تثبیت فرهنگ ولایی می دانست، آن را از سرشان کشید؛

غافل از آن که گرچه حجاب به زن ارزش می‌دهد.

اما آنچه که حجاب را ارزش می بخشد، زینب گونه بودن و زینبی رفتار کردن است.

خصم به دست خود، قوی ترین درس را در تاریخ به زن داد که حجاب را دو ارزش است :

پوشیده بودن و زینب گونه زیستن؛

بعـدازظهر عـاشورا وقتی خیمه هـاي حضـرت اباعبـداالله الحسـین(ع) را آتش زدنـد و به فرمـان حضـرت سـجاد (ع) همه فرار کردند.

دخترکی از فرزنـدان امـام حسـین(ع) میگویـد من فرار می کردم، عربی، مرا دنبـال کرد و با نیزه به پشت من زدکه به زمین افتادم، آنگاه چنان گوشواره مرا کشیده،که گوش مرا درید و من بیهوش شدم، وقتی به هوش آمدم دیدم عمه ام زینب سر مرا به دامن گرفته نوازش می کند.

این دختر دل سوخته اي که آشـیانه اش ویران شده، به آتش کشـیده شده، پدرش و برادرانش شـهید شدند، لب تشـنه است، سه روز است آب برویش بسـته است، وقـتی به هـوش آمـد،

نگفت عمه تشـنه ام!

نگفت عمه گوشم مجروح است!

نگفت عمه مرا تازیانه زدند!

نگفت پدرم کو! برادرم کو! …

فقط وقتی متوجه شد چادر بسر ندارد باگریه التماس کرد!

عمه جان چادر ندارم!!

آیاچادري نداري که خود را با آن بپوشانم؟

حضرت زینب گریه کرد و فرمود دخترم چیزي برايمان باقی نگذاشته اند!

وقتی حضـرت سـکینه دختر امام حسین(ع) روز یازدهم در گودال قتل گاه خود را روي بدن پدر انداخت و عده اي از اعراب با کعب نی و تازیانه او را از بدن بی سـر پدر جدا کردند،

نگفت پدر مرا می زنند!

نگفت پدر مرا به اسیري می برند!

نگفت پدر تشنه ام!

بلکه اشک میریخت و فریاد می زد پدر برخیز ببین چادر از سرما کشیدند.

بابا سرهاي برهنه ما را بنگر. بابا برخیز ببین عمه ام زینب را می زنند!

و این جمله آغاز درد دل دختر با پدر است و می‌فهماند که جان گذار ترین مصیبت در سرزمین کربلا همین بلا و مصیبت است.

آري او میگرید که چرا روپوشی برصورت ندارد. و بدین سان است که پیام مکتب عاشورا نیز حفظ حجاب می باشد.

دشمنان درصدند با کشتن برادران، شوهر و هموطنان زن ،او را به قلت حجاب در اسارت فکری خود ببینند و بر این پیروزی باده نوشی کنند!

و امروز نیز با کشتن روح برادران همسر و پدر زنان با هرگونه تبلیغ حجاب از سر او می‌کشند و مغرورانه بر مرگ روح خود و مردانش عشوه گری می کند و به پای بت گوساله سامری، پای می کوبد و شادمانی می کند!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *