حضرت زهرا سفره یک زن بی‌حجاب را قبول نفرمود

حضرت زهرا علیهاالسلام سفره ای را که یک زن بی‌حجاب ، به نیت حضرت رقیه علیهاالسلام پهن نموده بود قبول نفرمود.

حضرت زهرا سفره یک زن بی‌حجاب را قبول نفرمود

به نقل از یکی روحانیون:

در محرم ۱۳۸۱طبق معمول، جهت اعطای وظیفه تبلیغی خود به شهرستان جلفا از توابع تبریز حرکت نمودم،

و در برخی از مساجد و منابر و روضه جات شهری و روستایی، به بیان احکام و معارف اسلامی مشغول بودم.

در دهه آخر ماه صفر، از یکی از روستاهای اطراف به نام « لیوار جان » به مدت ده روز به یک روضه خانگی که ساعت چهار عصر تشکیل می‌شد دعوت شدم. طبق ضرورتی که ما در این کتاب همدان مفصل پرداخته ایم، حقیر معمولاً سعی بر آن دارم که در هر جلسه و یا منبری، مخصوصاً در مجالس زنانه، حتماً به بیان بخشی از مسائل حجاب و عفت از لسان قرآن و اخباری و فتاوای مراجع عظام بپردازم. در این جلسه هم طبق همیشه، پس از بیان اجمالی از اهمیت دستگاه امام حسین علیه‌السلام و وقایع مربوط به آن، پس از گذشت چند جلسه، به بیان مسئله حجاب و عفت زنان و احکام آن، به صورت مفصل پرداختم.

حکایت این داستان : (حضرت زهرا سفره یک زن بی‌حجاب را قبول نفرمود)

در یکی از جلسات که قبل از آن، در این جلسه خانگی دیگری در شهر، شاهد بی‌حجابی فجیع بودم، اندکی از کوره در رفتم و با لحنی تند مسائل مربوطه را ادامه می‌دادم.

در این جلسه که مستمعین زیادی هم حاضر بودند، پذیرش بسیار خوبی از این مسائل در فضای مجلس محسوس بود.

ناگهان، در لابه‌لای عرایض بنده، زنی صدایش را بلند نمود و خطاب به حقیر گفت:

حاج آقا، معذرت می‌خواهم که کلامتان را قطع می‌کنم ، نتوانستم جلوی خودم رو بگیرم، به خدا ما این حرف‌ها را از غیر شما نمی‌شنویم، به تدریج برای ما باور می شود که این حرف‌ها دیگر کهنه هستند و به درد امروز نمی‌خورند، ولی اجازه بدهید من این ماجرا را بگویم تا همه بدانند که همه حرف‌های شما درست است!

آنگاه شروع کرد به نقل این ماجرا:

حاج آقا، دختر من چندسالی است که ازدواج نموده است،

با توجه به این‌که خود ما در منزلمان همیشه با روضه و سفره و قرآن و نماز و حجاب مأنوس بوده‌ایم، او هم در سال‌های اول زندگیش طبق نذری که کرده بود هرسال روضه و سفره حضرت رقیه علیهاالسلام در منزلش برپا می‌نمود. دو سه سالی از ازدواج دخترم نگذشته بود که وضعیت مالی آن‌ها، یک‌دفعه از این رو به آن رو شد، و بسیار ثروتمند شدند،

گذشته از مسائل دیگر، ایشان دیگر چادر خود را کنار گذاشت و با مانتو و روسری در جامعه حاضر می‌شد

و بتدریج به مسائل حجاب و عفت کلاً بی‌اعتنا می‌گشت و من از این مسئله بسیار رنج می‌بردم.

امسال که طبق معمول، سفره حضرت رقیه علیهاالسلام را در منزلش پهن نمود،

شب همان روز من حضرت زهرا علیهاالسلام را با چادر و نقاب نورانی در خواب دیدم، به من فرمود:

به دخترت بگو ما سفره کسی را که حجاب و عفت را کنار بگذارد از او نمی‌پذیریم.

وقتی ماجرا را برای دخترم گفتم، گریه نمود و تحت تاثیر قرار گرفت.

بخوانید: داستان های مربوط به چادر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *