پوشش‌های معنوی انسان

در یک نگاه کلی، انسان دارای دو بُعد مادی و معنوی و جسمانی و روحانی یا ظاهری و باطنی است و به‌طور طبیعی هر یک از دو بُعد یادشده نیازمند پوشش‌های ظاهری و باطنی هستند تا در دستیابی انسان به سلامت جسمی و روحی و درنتیجه رسیدن انسان به تکامل، او را کمک نمایند.

گرچه جسم و روح هر دو مهم هستند و انسان باید برای سلامت هر دو تلاش نماید، چون جسم و روح در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارد، اما از آنجایی که روح نسبت به جسم دارای اهمیت بیشتری است. زیرا آنچه شخصیت و هویت اصلی انسان را تشکیل می‌دهد، مسائل روانی و روحی است. بنابراین ما نیز در اینجا از برخی پوشش های معنوی انسان مانند تقوا، حیا و عفت که به منزله اساس و ریشه پوشش‌های ظاهری انسان هستند بحث می‌کنیم.

سه نوع از پوشش‌های معنوی انسان عبارتنداز : تقوا ، عفت ، حیا 

بخوانید : انواع پوشش

۱- پوشش معنوی « تقوا »

پوشش‌های معنوی انسان

یکی از پوشش‌های معنوی انسان ، تقوا است و قرآن مجید سبب برتری افراد را نسبت به یکدیگر تقوا می‌داند و می‌فرماید:

« گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست. »

تقوا که معنای تسلط بر خویش و خود کنترلی و خود مهاری است، یکی از عالی‌ترین اهداف تربیتی اسلام شمرده می‌شود. اسلام می‌خواهد که لباس تقوا فراگیر و پیوسته و لازمه انسان شود و ظاهر و باطن انسان را دربر گیرد و لذا می‌فرماید:

«…وَ لِبَاسُ التَّقوَی ذَلِکَ خَیرُ…»

و از آن تعبیر زیبای لباس می‌کند که خود را به آن آراسته کنید.

به گونه‌ای که می‌‌توان گفت یکی از اساسی ترین مفاهیم و آموزه‌های تربیتی اسلام، ایجاد تقوا در متربّی است تا متربّی بتواند با مبارزه با نفس خود آن را مهار و کنترل نماید و نفس را در راه اطاعت خدا بکار گیرد. بعلاوه تقوا و مهار کردن خود و مدیریت نفس که از اساسی‌ترین مفاهیم اخلاقی است که بعدها مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفت. ناسازگاری میان خواست نفس و مصلحت ایجاب می‌کند که انسان، نفس خود را که مرکز خواسته هاست، کنترل و مدیریت نماید.

خواسته‌های نفسانی انسان به دو شکل « گرایش» و « گریز » تجلی پیدا می‌کند؛

یعنی گاهی نفس به چیزی علاقمند و گاهی از آن متنفر می شود.

از آن‌جا که همواره خواسته نفس با مصلحت انسان سازگار نیست،

گاهی نفس چیزی را می‌طلبد که موجب فساد و تباهی اوست و گاهی چیزی را رد می‌کند که به مصلحت اوست.

خداوند متعال می‌فرماید:

« چه بسا چیزی را خوش نداشته باشی، حال آن که خیر شما در آن است، و یا چیزی رو دوست داشته باشید حال آن که شر شما در آن است. »

بنابراین عدم سازگاری خواسته نفس با مصلحت نفس، ضرورت و لزوم کنترل و مدیریت نفس را اثبات می‌کند که در قرآن و حدیث از آن به « تقوا » تعبیر می‌شود.

تقوا مفهوم عامی است که همه عوامل نفس مثل خوف، عفت، صبر و حیا و … را شامل می شود .

وقتی تقوا  هیچ‌یک از این عوامل نیست بلکه عنوان کلی است که از تمام این عوامل کنترل‌کننده انتزاع می‌گردد.

بنابراین، عوامل ( خوف، صبر، حیا و عفت ) زیر مجموعه‌ ی تقواست که در مقابل تقوا قرار نمی‌گیرد بلکه در کنار تقوا قرار می‌گیرند و اگر تقوا بخواهد عملیاتی و عینی شود، تحت یکی از عناوین زیرمجموعه خود عینیّت می‌یابد.

پس تقوا اگر بخواهد در قلمروی شهوت ها تجلی یابد، نام « عفت » به خود می‌گیرد

و اگر به جهت حضور ناظر و وجود نظارت ناظر محترم باشد در قالب «حیا » تجلی می‌یابد.

۲- پوشش معنوی «عفت»

تقوا و خود نگهداری اگر در قلمرو و شهوات و خواسته‌های نفسانی باشد، « عفت » نامیده می‌شود و عفت یعنی بوجود آمدن حالت نفسانی که به وسیله آن تمایلات و خواهش ها به کنترل شخص درآید. به گونه‌ای که انسان به سوی حرام گرایش پیدا نکند و اجازه ندهد تا هیجان‌های مربوط به تمایلات در هر زمان و مکان که می‌خواهند تخلیه شود. بلکه انسان با کنترل خود، آن‌ها را در مسیر صحیح به جریان اندازد.

این تعریف عفت، عام است و شامل انواع مختلف آن می‌شود.

انواع عفت را می‌‌توان در سه نوع کلی گردآوری کرد:

  1.  عفت در اندیشه؛
  2. عفت در گفتار؛
  3. عفت در رفتار.

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده‌است:

« خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و عفت فرج عبادت نشده است. »

چه تعبیر زیبایی از آن شده است!!! عبادت!

کسی که دارای عفت بطن و فرج باشد عبادت و بندگی خدا را نموده‌است.

چه‌بسا افراد بندگی شکم و فرج خود را دارند.

دو نوع عفت شکمی و جنسی که در این روایت ذکر شده است از مصادیق « عفت در رفتار » است.

اگر انسان در مواجهه با تمایلات شکم و خوراک حدود الهی را رعایت کند از خوردنی‌های حرام دوری کند، دارای « عفت شکم » است.

اگر در مواجهه با تمایلات جنسی، حدود الهی را رعایت کند و مرتکب گناهانی مثل بی‌حجابی و بدحجابی و زنا -که با غریزه جنسی مرتبط هستند – نگردد، دارای « عفت جنسی » است.

« عفت جنسی » در فرهنگ اسلامی دارای جلوه‌های متعددی است که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- پرهیز از نگاه آلوده؛

۲- خلوت نکردن با نامحرم؛

۳- نداشتن تماس بدنی با نامحرم؛

۴- رعایت پوشش مناسب و عدم حضور تحریک‌آمیز در جامعه؛

۵- واسطه نشدن برای فحشا؛

۶-  پرهیز از خودارضایی و آمیزش نامشروع؛

۷- گریز از عوامل تحریک‌آمیز.

همانگونه که از موارد فوق آشکار می‌گردد، گرچه « عفت جنسی » اختصاص به بانوان ندارد و شامل مردان نیز می شود، اما به نظر می‌رسد که با توجه به فراوانی میل به خودنمایی در بانوان و درنتیجه فراهم بودن مقتضی و زمینه تحریک غریزه جنسی به وسیله میل یادشده، می‌‌توان گفت عفت ورزی بانوان به‌ویژه از طریق رعایت پوشش اسلامی به معنای جامع و گسترده آن نقش مهم‌تری در سلامت جامعه دارد.

۳- پوشش معنوی « حیا»

پوشش‌های معنوی انسان

حیا و شرم عبارت است از مهار کردن نفس از فعل و کار قبیح و زشت به خاطر حضور و نظارت ناظری که مورد احترام شخص حیا کننده است.

نکته ی ظریف درعین‌حال اساسی در بحث حیا این است که مسئله جنسیت، پوشیدگی، برهنگی و ضوابط حاکم بر آن را نباید فقط به دنیای بیرون و جامعه ی پیرامون آدمی اندیشید، بلکه باید به اهمیت احساس شرم و حیا به عنوان یک خصلت ذاتی و درونی او نیز توجه کرد، چون حیا و شرم یکی از صفات مخصوص انسان است و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد دست‌کم بعضی از اندام های خود را بپوشاند.

شرم و حیا و گریز از برهنگی برای انسان کمال محسوب می‌شود.

همان گونه که لباس‌های بیرونی و ظاهری پوشاننده ی بدن انسان هستند، حیاط نیز پوشش معنوی شخصیت انسان است. همان‌طورکه عریانی جسم نشانه بی‌شرمی شخص است، بی‌حیایی نیز نشانه عریانی و دریدگی شخصیت است. در مقابل همان گونه که پوشیدگی، نشانه وقار و حیای شخص است، با حیا بودن نشانه مزیّن بودن شخصیت به لباس وقار و شرم است.

انسان بدون حیا جلوه‌ای عریان و نازیبا دارد و به وسیله حیا است که قامت رعنای شخصیت انسان خلعتی زیبا می‌یابد.

امام علی علیه‌السلام حیا را با تعبیر لباس بلند و سر تا سری یاد می‌کند. در حدیثی از ایشان نقل شده‌است:

« حیا لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگهدارنده ی از بدی هاست. »

شخصیت در رفتار فرد با حیا را می‌توان شخصیت و رفتار پوشیده دانست.

تصویر شخص با حیا تصویر انسانی است که با قامت خود لباس بلند و کامل پوشیده‌ است.

در برخی روایات برای تصویر انسان باحیا از امام علی علیه‌السلام نقل شده‌است:

«کسی که حیا لباسش را بر او پوشیده باشد، مردم عیب او را نمی‌بینند. »

همچنین در حدیثی از امام حسن مجتبی (ع) در مقام توصیف حیای پیامبر اکرم نقل شده‌است:

« پوشش بزرگی از حیا زیبایی‌های چهره‌اش را پوشانده بود. »

و کسی که حیا نداشته باشد، شخصیتی عریان و دریده خواهد داشت و باز هم به تعبیر زیبای قرآن که جامع همه این‌هاست برمی‌گردیم که فرمود :

«… وَ لِبَاسُ التَّقوَی ذَلِکَ خَیرُ … »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.