حجاب در آیین زرتشت

حجاب در آیین زرتشت بر هر یک از مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش سر خود را بپوشانند. بنابه گفته موبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه ای باشد که هیچ یک از موهای سر از سرپوش بیرون نباشد.

حجاب در آیین زرتشت

حجاب در آیین زرتشت

اشو زرتشت با توصـیه ها و اندرزهاي خود، کوشـیده است تا پایه هاي حجابی را که زنان ایرانی به عنوان یک فرهنگ ملی در ظاهر عرف خود رعایت می کننـد،

در عمق روح آنان مسـتحکم نمایـد و از این راه، ضـمانت اجراي قانون حجاب را در آینده نیز تـأمین نمایـد؛

و بـدین سـان، جامعه خویش را در مقابل امکان انحراف هاي اخلاقی پنهان، بیمه کنـد.

از این کار دستی براي بازسازي قسـمتی از پند و اندرزهایی که اشو زرتشت و به پیروان خود توصیه نموده را نقل می کنیم، تا این اقدام مهم اشو زرتشت بهتر نمایـان گردد.

و حرکت او در جهت تعـالی و آموزش ریشه هـاي حفظ حجابه و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهري با عفت باطن، روشن ترشود.

اشو زرتشت میگوید:

«اي نوع روسان و دامادان! روي سـخنم با شماست.

به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به خاطر بسپارید؛

و با غیرت، در پی زندگانی پا که منشـی برآیید.

هر یک ازشـما باید در کردار نیکو مهرورزي بر دیگري پیش دستی جوید؛

تا آن زندگانی مقدس زناشویی، باخوشی و خرمی همراه باشد.»

ویل دورانت که ریشه فطری حجاب را انکار می کند و با دید منفی به آن می نگرد، در تصویری که از پوشش زنان در زمان زرتشت ارائه می کند، چنین می گوید:

«در زمان زرتشت پیغمبر ،زنان همانگونه که عادت پیشینیان بود، منزلتی عالی داشتند و با کمال آزادی و روی گشاده در میان مردم آماده شد می کردند و صاحب ملک و زمین می شدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند، پس از داریوش، مقام زن مخصوصاً در میان طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد…

زنان طبقات بالای اجتماع آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند؛

و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند.

زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر و برادرشان باشد، ببینند.

در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»

ویل دورانت در گفتار خویش، علت تشدید حجاب بعد از زمان زرتشت و نقش تعلیمات دینی زرتشت در این تشدید را مشخص نکرده است.

اما با توجه به متون تاریخی و از اینکه ایشان تأکید می‌کنند زنان با روی گشاده در میان مردم رفت و آمد می کردند.

می‌توان فهمید که زنان این دوره همچنان موی سر خود را می پوشانده اند و از لباس بلند، چادر و چارقد استفاده می کرده اند.

زرتشتیان ما اینک لباس مشخصی ندارند، مگر برخی از بانوان سالخورده شهری که چون بانوان ساکن روستاها تابع پوشاک معمولی خود هستند.

این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر ما دارد،

چنانکه روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده نظیر روسری بانوان بختیاری و طرز استفاده آنان است و پیراهن،شبیه پیراهن بانوان «لر»در گذشته، نزدیک است؛

و شلوار،از لحاظ شکل و برش همان شلوار بانوان آذربایجان غربی است؛

و کلاهک،همان کلاهک بانوان بندری می باشد.

با این تذکر، پوشاکی که بانوان زرتشتی با اندکی ساده کردند و با گرایش تدریجی به سوی مد روز، از آن استفاده می کنند عبارت است از:

  • کلاهک
  • پیراهن زیر
  • پیراهن رویی
  • روسری
  • شلوار
  • کفش که به تقلید از کفش‌های شهری تهیه می شود.

داستان دختران کسری،نشانگر سیره عملی زرتشتیان

داستان دختران کسری،بهترین نشانگر سیره عملی زنان زرتشتی است.

پس از فتح ایران توسط عمر،دختران کسری پادشاه ایران،حتی پس از اسارت حاضر نشدند روپوش صورت خود را بردارند،

بلکه علی رغم فریادهای خلیفه وقت،عمر، از کنار زدن آن خودداری نمودند.

این سر پیچی نشان می‌دهد که حجاب در آیین زرتشت به چه شکل بوده است و تا چه میزان حجاب در سیره عملی زنان زرتشتی جایگاه والایی داشته است.

داستان حجاب دختران کسری به صورت ذیل نقل شده است:

هنگامی که سه تن از دختران کسری،شاهنامه ساسانی را با حرمت فراوانی از اموال آنها برای عمر آوردند؛

شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، چهره خود را پوشانده بودند واداشتند.

عمر دستور داد با آوازی بلند به آنان فریاد کشند که:

پوشش از چهره در گیرند تا مسلمانان آنها را بهتر ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آن ها بریزند.

دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورتشان خودداری کردند و مشت به سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساخته اند.

عمر خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در آن حال شاهزادگان ایرانی می گریستند.

حضرت علی (علیه السلام) به عمر فرمود: بر رفتارت مدارا کن.

از پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود:بزرگ و شریف هرقومی را که خوار و فقیر شده،گرامی بدارید.

عمر پس از شنیدن فرمایش علی(علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست.

سپس حضرت اضافه فرمود: با دختران ملوک نباید همانند دختران بازاری معامله کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *