حجاب در ادیان الهی

حجاب در ادیان الهی از جمله آیین زرتشت ، یهود ،مسیحیت و اسلام بر زنان امری لازم بوده است.کتاب های مقدس مذهبی دستورات و احکام دینی آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان الهی بهترین شاهد و عالی‌ترین گواه اثبات این مدعاست.

حجاب در ادیان الهی

حجاب در ادیان الهی بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و ثابت می کند که لباس و پوشش به تدریج و بر اثر تمدن ها ایجاد نشده است بلکه انسان های نخستین یا به تعبیر بهتر نخستین انسان ها به طور فطری به دان گرایش داشته اند.

خداوند گرایش به حجاب را به طور طبیعی و تکمیلی در فطرت انسان به ودیعت نهاده است؛

توجه به این نکته مهم و اساسی ، ضروری است که قانون با طبیعت انسان تناسب داشته باشد،

زیرا وضع قانون بدون مد نظر قرار دادن خلقت طبیعی و فطری و نیازهای غریزی هرچند از سوی مبدا اعلی و یا با تغلیظ و تخویف همراه باشد،استمرار نخواهد یافت.

کتاب های مقدس مذهبی دستورات و احکام دینی آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان الهی بهترین شاهد و عالی‌ترین گواه اثبات این مدعاست.

حجاب در ادیان الهی

علامه نقدی چنین می نویسد :

“مشهورترین امت هایی که قبل از اسلام می زیسته اند ؛

  • مجوسیان (زرتشتیان) ایران
  • براهمه
  • بودائیان
  • یهودیان
  • مسیحیان
  • و امت عرب

بوده اند که در تمامی آنان ،حجاب زنان معمول و رایج بوده است.

اما ایرانی ها ،برخی از زنان آنها دارای حجاب و برخی بدون حجاب بودند و بدان افتخار می‌کردند.

البته سخت گیری برخی از آنان در مورد زنان به گونه ای بود که زن مجبور بود تمام دوران حیات خویش را در میان چهار دیواری خانه محبوس باشد.

اما برهمائیان ، حجاب نزد آنها روش خاص خود را داشت؛ زن حق نداشت از خانه خارج گردد

و حق نداشت مردی غیر از محارمی‌ که دین معرفی کرده بود را بشناسد.

اما بودائیان ،حجاب نزد آنها همانند برهماییان بود و تا امروز نیز آثاری از آن نزد هندی ها باقی مانده است.

اما در مورد یهود وجوب حجاب را در مواضع متعددی از کتاب تورات ملاحظه می‌شود.”

همچنین در مورد مسیحیت ، از رساله پولس به تیطس که درباره زنان می‌گوید:

“باید عاقل ،خانه نشین ،عفیفه و مطیع شوهرانشان باشند”

روشن می شود که حجاب در آیین مسیحیت صدر اول ، واجب بوده است ؛

اما در عرب برخی از مردان،زنانشان را به حجاب و برخی به خودآرایی دعوت می‌کردند

ولی آنچه از اشعار عرب استفاده می شود،حجاب زنان نزد اشراف عادتی مأنوس بوده است.

پس روشن شد که حجاب در شرایط قبل از اسلام و حتی نزد اعراب وجود داشته است گرچه فقط برخی از زنان عرب دارای حجاب بوده اند.

استاد شهید مطهری می نویسد: قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است.

درایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است،اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است.

ویل دورانت راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد:

درصورتی مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه ، زن را طلاق دهد که زن به نقض قانون یهود می پرداخت چنان که مثلا:

  • بی آن که چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت؛
  • و یا در شارع عام نخ می رشت؛
  • یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد؛
  • یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند.

پس حجاب در آیین یهود معمول بوده است و از حجاب اسلامی بسیار سخت‌تر و مشکل‌تر بوده است.

همچنین راجع به ایرانیان قدیم می گوید:

«در زمان زرتشت زنان منزلتی آزادی داشتند با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم رفت و آمد می‌کردند….»

«داشتن متعه به نام آن بود این متعه ها مانند معشوقه های یونانی آزاد بودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند،اما زنان قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می شدند. این رسم دیرین ایرانی به اسلام منتقل شد.»

حجاب سخت و شدید در ایران باستان حکمفرما بوده ،و حتی پدر و برادر آن نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شده اند.

به عقیده «ویل دورانت» مقررات شدیدی که طبق رسوم و آیین کهن مجوسی درباره ی زن حائض اجرا می‌شده که :

  • در اتاق محبوس بوده،
  • همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می جسته اند
  • و از معاشرت با او پرهیز داشته اند،

و این موارد سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان بوده است.

در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره زن حائض اجرا می شده است.

ویل دورانت مدعی است که حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمانان شدنشان در میان مسلمانان رواج یافت و ترک همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان مسلمان و لااقل درگوشه گیری آنان موثر بوده است.

ویل دورانت طوری سخن می گوید که گویی در زمان پیغمبر کوچکترین دستوری درباره پوشیدگی زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بوده است!

و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری با بی‌حجابی کامل رفت و آمد می‌کرده‌اند.

و حال آن که قطعاً چنین نیست تاریخ قطعی بر خلاف آن شهادت می دهد.

در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است ؛ولی درست روشن نیست که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است یا بعد از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است؛

و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته‌اند.

آنچه مسلم است این است که :

حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است.

و حجاب هندی به وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.